ناامیدی

ناامیدی چیست و چگونه می توان بر آن غلبه کرد

خلاصه آنچه که در این مقاله می خوانید:

  • ناامیدی معمولا با نگاهی محدود بر آنچه که مهم است و یا امکان پذیراست منطبق می شود.
  • بر طبق شواهد آنچه که می توان به عنوان مقابله با ناامیدی مطرح کرد تغییرات مثبت در خلق و خوی و امیدواری می باشد .
  • چنانچه امیدوار باشید و این جمله را در ذهن مرتبا مرور کنید ” اگر این کار را انجام بدهم …” و از تمرینات ذهن آگاهی و تکنیک های مناسب سود ببرید، می توانید بر احساس ناامیدی غلبه کنید .
  • انتقاد از خود ، با خود-کنترلی ، یادگیری رفتار درست و پذیرش خود می تواند به بهبودی و غلبه بر افسردگی کمک کند .

 

ناامیدی چیست

 

ناامیدی مجموعه ای از اعتقادات ، رفتارها و روش های ارتباط با افراد است که شما را همچون یک دام محدود کرده و در زندان خود حبس می کند . اما برای خارج شدن از این دام قطعا راه هایی وجود دارد .

بدیهی ست که اعتماد به نفس پایین می تواند منجر به ناامیدی شده و سطح آن را افزایش دهد .این امر باعث می شود که فرد ناامید افسرده شده و از روبرو شدن با مردم اجتناب  کند، منفعل بماند ، مشکلات خود را مرتبا در ذهن نشخوار کند و بر عیب خود متمرکز شده و به انتقاد از خود بپردازد .

 

بنظر می رسد فرد نا امید قوانین غیرمنطقی و طلبکارانه برای خودش ایجاد می کند و در نتیجه اگر این برنامه ریزی به نتیجه درستی ختم نشود به انتقاد از خود منجر می شود .  افرادی که احساس ناامیدی می کنند بعضی اوقات حس می کنند دچار ” بینایی تونل” شده اند . دید تونل نوعی تمایل فرد برای تمرکز بر یک هدف یا نقطه نظر واحد تعریف می شود . هر چقدر هدف مهمتر و محرکی تهدید آمیزتر باشد ، تمرکز فرد بر روی آن بیشتر می شود .

 

هدف ما از این مقاله بررسی عناصر اصلی ناامیدی ست : باور این عقیده که همه چیز ناامید کننده است و اگر مشکلات تان به گونه ای ست که حل نخواهد شد و از این جهت دچار حس بد شده اید باید قبول کنیم که قطعا دست از تلاش برمی دارید ، سعی می کنید که منزوی شوید و در نتیجه افسردگی بیشتری پیدا کرده و افکار منفی را مرتبا در ذهن خود مرور می کنید . من در مشاوره هایم به این نتیجه رسیده ام که یکی از اولین مواردی که باید با مراجعانم مطرح کنم مسئله ناامیدی ست . ناامیدی باعث می شود که انگیزه حرکت و تلاش را از آدمی سلب کند اما اینکه شما احساس کنید که به مرور زمان روحیه شما تغییر خواهد کرد مسلما ترغیب می شوید که تلاش کنید و راهکارهای جدید یا داروهای جدید را امتحان کنید .

 

یکی از عواملی که انگیزه بهبودی را در شما افزایش می دهد تغییر در برنامه روزانه یا تغییر در محیط است .شما نیاز به رفتارهای جدید دارید که آن ها را تجربه کنید .

این را بدانید که چون ریشه احساس بد شما ناشی از تفکر شماست بنابر این قدم برداشتن به سوی تغییر در نحوه تفکر بسیارمثبت می تواند در بهبود وضعیت افسردگی شما موثر واقع شود .

 

تبدیل ناامیدی به امید

 

بگذارید ببینیم چگونه می توانیم ناامیدی خود را به امید تبدیل کنیم .

 

۱.چه چیزی باعث شده که شما را ناامید کند ؟

شاید به این نتیجه رسیده باشید که خلق و روحیه  شما هرگز تغییر پیدا نمی کند . و شما همیشه احساس افسردگی خواهید کرد . یا احساس نا امیدی شما ، از آنجا ناشی می شود که فکر می کنید هرگز نمی توانید وارد رابطه ای  بشوید که برایتان مثمرثمر باشد و یا دستیابی به اهدافی که برای شما مهم هستند نا ممکن است . اجازه بدهید روی احساس تان متمرکز بشویم و میزان ناامیدی شما را اندازه گیری کنیم . شاید میزان آن از ۱۰  نمره عدد ۹ را نشان دهد . پس نتیجه می گیریم که سطح نا امیدی شما بسیار بالاست . مسلما این احساس وحشتناکی است . و من مطمئن هستم که  این مورد، باعث دلسرد شدن هر کسی می شود . اما بگذارید ببینیم اگر این احساس در روز بعد تغییر کند یا نکند چه نتیجه ای به دنبال دارد .

 

بنظر من برای بیماران ،این بخش از ارزیابی احساسات مثبت و منفی در هر ساعت از اوقات بیداری در طول هفته می تواند مفید و ارزشمند باشد .

حتی کسی که از نظر احساسی جزء ناامید ترین فرد است متوجه می شود که  خلق و خوی او در طول یک روز تغییر می کند یعنی نوسانات رفتار او وابسته به یک سری عوامل است پس وقتی تغییر پذیری و نوسان در حالت و روحیه فرد ایجاد می شود می توان از راهکارها و روش هایی برای بهبود بخشیدن به آن استفاده کنیم . در رابطه با تغییر سعی کنید  روشن فکر  و تفکری بدون تعصب داشته باشید .

 

۲. اهداف ناامید کننده در زندگی شما کدامند ؟

این احتمال وجود دارد که ، در زندگی شما اهدافی وجود داشته باشد که شما نسبت به آن ها احساس ناامیدی نکنید . این اهداف می توانند اهدافی بسیار بزرگ و یا هدف های جزئی باشند . وقتی ما از مسئله ای ،احساس ناامیدی می کنیم به نوعی ذهن مان ، این نکته را از بخش های دیگر جدا می کند و بر روی آن مسئله متمرکز می شویم بطور مثال ، ممکن است شما احساس تنهایی می کنید و فکر می کنید که همیشه احساس تنهایی خواهید کرد . آیا رفتارها یا اهداف خاص دیگری در زندگی شما وجود دارد که شما نسبت به آنها ناامید نباشید ؟درمورد رفتارهایی فکر کنید که تا حدودی برروی آنها کنترل دارید و سعی می کنید انجام بدهید :مثلا تماس با افرادی که شما می شناسید ، مطالعه کردن کتابهایی که موثرند . کمک کردن به دیگران ، گوش دادن به موسیقی ، ورزش کردن ، یادگیری مهارت های جدید و ابراز مهربانی نسبت به خودتان .

 

ناامیدی بنظر می رسد علاوه بر اینکه یک مفهوم جهانی محسوب می شود می تواند مبهم و نامشخص باشد . پس بنابر این ، بهتر است ابتدا فکر خود را محدود و متمرکز بر هدفی کنید که احساس ناامیدی نمی کنید و به عواملی که تسلط دارید توجه کنید . و این موضوع باعث می شود در آن لحظه ،  ناامیدی شما کمرنگ تر و از شدت اهمیتش کاسته شود .

 

۳.از خودتان سوال کنید که آیا قبلا احساس ناامیدی کرده اید ؟ آیا پس از آن احساس ، شرایط تغییر کرد ؟

من فکر می کنم همه ما انسان ها در یک زمان هایی احساس ناامیدی می کنیم . یک جدایی ممکنه در زندگی برای ما اتفاق بیفتد ، شغل خود را از دست بدهیم ، از دوستی ناامید بشویم ، کسی که عاشقش هستیم فوت می کند – و هر کدام از این حوادث و وقایع ، موضوعاتی هستند که باعث احساس ناامیدی در اغلب ما انسان ها خواهد شد .من بخوبی می دانم که در زندگی شخصی خودم بسیاری از زمان ها احساس ناامیدی داشته ام . و هر بار در نهایت متوجه شده ام که این احساسات تغییر خواهند کرد در حقیقت ، ممکن است در آن شرایط  فکر کنیم که آن احساس دائمی ست ، اما واقعیت این است که، هر احساسی که داریم ، موقتی ست . اگر در گذشته احساس ناامیدی شما تغییر کرده است ، پس حالا هم می توانید از خود بپرسید که ممکن است در آینده احساسات فعلی شما نیز تغییر کند .

 

چرا همه چیز ناامید کننده است

 

۴. چرا فکر می کنید همه چیز ناامید کننده است ؟

دلایل خود را بنویسید و سپس به بررسی هر کدام از آن دلایل بپردازید . برای مثال ، بیایید تصور کنیم که بعد از جدایی احساس ناامیدی می کنید . شما فکر می کنید که ” من دیگر هیچوقت خوشحال نخواهم شد ” . خب این احساسات بعد از جدایی غیر عادی نیست و کاملا می تواند احساساتی طبیعی باشد که ، برای هر فردی بعد از جدایی رخ می دهد . اما شما واقعا مطمئن هستید که هرگز دوباره خوشحال و خوشبخت نخواهید شد ؟ چه دلیلی وجود دارد ‌که هرگز احساس بهتری نخواهید کرد ؟ ممکن است این جمله در ذهن شما ایجاد شود ” من الان خیلی احساس بدبختی می کنم و نمی توانم حتی تصور کنم که حالم بهتر خواهد شد ” و این دقیقا همان چیزی ست که به آن می گوییم ” استدلال احساسی” . یعنی شما بر اساس افکار و  احساس فعلی خودتان ، خلق و خو و احساس آینده را پیش بینی می کنید .

 

آیا بنظر شما این تفکر مبنای منطقی دارد ؟ یا مثلا شما نمی توانید خوشحالی خودتان را با این افراد حتی تصور کنید . اما باید ببینیم که شما قبل از اینکه با این اشخاص روبرو بشوید احساس خوبی داشتید ؟ سعی کنید باورهای منفی  خودتان و در مورد خلق و خو و روحیه تان را به چالش بکشید . واقعیتی ست که  اغلب پیش بینی های ما نسبت به  هیجانات و احساساتی که مربوط به آینده مربوط می شوند ضعیف بوده و ارزیابی درستی نداریم   .

 

 

۵.برای انجام تمرین معرفت و شناخت ذهن آگاهی ،تلاش کن .

در تمرین و تلاش در ذهن آگاهی ، شما به این معرفت و شناخت خواهید رسید که   نمی توانید در زمان حال ، ناامید باشید، چرا که ناامیدی همیشه مربوط به زمان آینده است . و هر وقت که این احساس منفی به سراغ تان آمد، کافی ست که به زمان حال برگردید و توجه تان را بر روی آن متمرکز کنید  . شما می توانید با هر تمرینی از ذهن آگاهی و به هر تعداد که بخواهید مانند تمرکز آگاهانه بر تنفس ، توجه به مناظر و صداهای اطراف خود این تمرین را ادامه دهید . یا اینکه یک پرتقال پوست کنید و در عطر آن غوطه ور شوید . یا از روی توجه و هوشیارانه به یک موسیقی آرامبخش گوش دهید. وقتی که از یک وضعیت ناراحت کننده به سمت حالتی کاملا آگاهانه که قضاوتی در آن نیست متمایل شوید ، برای لحظه ای احساس می کنید که از رنج  ناامیدی رها شده اید .

 

غلبه بر ناامیدی

 

۶.در برابر ناامیدی سعی کنید فعالیتی انجام دهید .

ما اغلب دوست داریم بر طبق باورها و خلق و خویی که دارم به پیشگویی بپردازیم . مثلا فکر می کنیم  اگر من احساس ناامیدی کنم ، من خودم و منزوی می کنم و منفعل عمل می کنم و مرتبا افکار ناامیدانه در ذهنم،  تکرار میشود . اما عمل کردن ، حرکت و فعالیت اغلب روش بسیار خوبی می تواند باشد که باعث شکستن زنجیرهای ناامیدی می شود . اگر شما احساس ناامیدی نمی کردید چکار می کردید ؟ چه اقداماتی انجام می دادید ؟ شاید شما می توانستید تمرین کنید  ، ورزش کنید ، با یک دوست تماس بگیرید ، کار جدیدی را انجام بدهید ، یک نقشه جدید برای بودن با کسی را برنامه ریزی کنید .پیاده روی کنید ….

” تلاش می کردم مثل این ”  و جواب به این جمله اغلب  می تواند اولین قدم به سمت امید بیشتر، در آینده تلقی شود .

 

 

۷.به این نتیجه برسید که وجود هیچ کسی یا هیچ تجربه خاصی برای خوشبختی شما ضرورتی ندارد .

بعضی وقت ها احساس ناامیدی می کنیم چون دچار بینایی تونل می شویم یعنی بر روی یک بخش محدودی متمرکز می شویم . با توجه به این شرایط احساسی غالبا بر روی یک فرد ، یک تجربه ، یک هدفی که فکر می کنیم ضروری و اساسی هستند متمرکز می شویم . بطور مثال شما از یک رابطه احساسی  خارج می شوید و فکر می کنید که وجود این فرد برای خوشبختی شما ضروری است . در صورتیکه شما قبل از آشنایی با آن فرد هم شادی و احساس خوشبختی را تجربه کرده بودید . این تمرکز بیش از حد و عدم انعطاف پذیری شما می تواند بر میزان افسردگی شما بیفزاید .

 

در صورتیکه شما در زندگی از اهداف دیگری  نیز برخوردار هستید و می توانید لیستی از آن ها تهیه  کنید و در حقیقت  به سراغ اهدافی بروید که در دسترس شما هستند .

همیشه بخاطر داشته باشید که غلبه بر افسردگی و ناامیدی نیاز به گذشت زمان دارد . در حقیقت برای غلبه بر آن و ایجاد حس حال خوب نیاز به کسب مهارت های جدید در تفکر و رفتار لازم است . بنابر این چنانچه شما هم در زمینه ناامیدی احساس می کنید که نیاز به تغییر در افکارو احساستان دارید می توانید از مشاوره روانشناسی مرکز راز ماندگار بهره برده و حال بد خود را به حال خوب تغییر دهید . ترجمه و تنظیم :دکتر زهرا محمدی

 

برای دانلود این مقاله بر روی این متن کلیک کنید

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *