‌کسانی که به درد مزمن مبتلا می شوند شاید از شنیدن این نکته غافلگیر شوند اما ، نکته اینجاست که باید در رابطه با درد خود کمتر صحبت کنند چرا که وقتی در مورد درد صحبت می کنیم مغز در وضعیت آماده باش قرار گرفته و وادار به تولید درد بیشتری می شود .

نکات کلیدی این مقاله:

  • ما برای بیان کلمات و افکار از زبان استفاده می کنیم . لذا این امر در پردازش اطلاعات و تولید درد توسط مغز نقش مهمی ایفاء می کند .
  • مغز در حالت تهدید، از جمله درد در یک بیماری یا اختلال، علائمی را از خود نشان می دهد که اغلب ما آن را خوب نمی فهمیم و اشتباه تصور می کنیم .
  • کادر بهداشت و درمان ممکن است با استفاده از بیان هشدار دهنده و از سر ناآگاهی جملاتی را بیان کنند که فرد را نسبت به سلامتی و بهزیستی خودش نگران و نا امید بسازد .
  • با یک تغییر ساده در نحوه صحبت در رابطه با درد مزمن احساس تهدید در مغز کاهش یافته و به دنبال آن خود درد نیز کمتر می شود .

درد مزمن

اصولا ما انسان ها دوست داریم که در رابط با کشمکش ها و درگیری ها و تلاش هامون در زندگی با دیگران صحبت کنیم و آن را به اشتراک بگذاریم و به نوعی از پشتیبانی آن ها برخوردار شویم تا بدین وسیله احساس کنیم که دیگران ما را می فهمند و بیشتر و بهتر درک می کنند . نظر شما در این رابطه چیست ؟ کار خوبی ست ، درسته یا نه ؟

خب این بستگی به عوامل زیادی  دارد . وقتی در رابطه با درد مزمن صحبت می کنیم عملا درد در مرکز توجه ما قرار می گیرد و این مسئله باعث می شود که مغز، عملا این مسئله را یک تهدید تلقی کند . در نتیجه احساس تهدید ، از جانب مغز میزان درد نیز افزایش می یابد . خوشبختانه این دور تسلسل و چرخه ای که رو به پایین و به سمت درد می رود می تواند به راحتی متوقف شود .

 

چرا آموزش در زمینه درد مزمن مهم است ؟

نکته جالب در این مسئله این است که بخش اصلی توانبخشی ، به آموزش بیمارانی ست که درد داشته و آموزش به خانواده های آنهاست . دردی که مزمن است نه تنها بر شخصی که صدمه می زند تاثیر مخربی دارند بلکه خانواده ، دوستان و همکاران را نیز تحت فشار قرار می دهد .

بیشتر افراد بر طبق یک اشتباه و سوء تفاهمی مشترک در مورد درد مزمن عمل می کنند . آنها تصور می کنند که درد مزمن همانند یک آسیب غیر قابل کنترل تمام ابعاد زندگی فرد را احاطه کرده و این نحوه تفکر غلط ،باعث می شود که به ” بحث درد ” به شکل افراطی بپردازند. معمولا کسانی که به درد مزمن مبتلا هستند در مورد آخرین تزریق ، ویزیت پزشک و جراحی صحبت می کنند . دوستان و خانواده نیز اغلب در مورد مشکلات خواب ، مصرف داروها و نوع درمان و روش های درمانی سوال می کنند . در حقیقت همه این افراد دارای احساس بدی بوده و در تلاشند که به نوعی همدردی خود را به فردی که دردمند است نشان دهند. اما عملا در این زمینه نمی توانند کار خاص و مفیدی انجام دهند.

درد مزمن بر روی مغز

صحبت در رابطه با درد چه تاثیری بر مغز می گذارد” .

با توجه به اهمیت علوم اعصاب و درک نقش زبان در رابطه با درد مزمن ، به افراد آموزش داده می شود . آنها در آموزش خود ، در رابطه با  نحوه پردازش اطلاعات و تولید درد توسط بیان و مکالمه ، به افراد یاد می دهند که ، درد افراد چگونه  افزایش و یا کاهش می یابد. همانگونه که مغز ما سیستم عصبی محیطی ما را کنترل می کند ، در حال جمع آوری شواهدی برای عوامل خطرساز و عواملی که ایجاد ایمنی می کند نیز هست .در حقیقت مغز ما با توجه به شواهد موجود تعیین می کند که تهدیدی وجود دارد یا نه ؟  و در صورت مثبت بودن جواب ، بدن ما به چه شکل از یک واکنش محافظتی برخوردار می شود .

 

این پاسخ محافظتی ممکن است احساس درد یا هر پاسخ دیگری باشد . روش هایی که معمولا در مغز متداول است به این صورت است که ” مشکلی پیش آمده ” شاید یک هیجان شدید باشه ، لرزش غیر صرعی باشه ، معده ،  سردرد ، سرگیجه ، کهیر ، حالت تهوع ، تاری دید ، گرفتگی عضلات ، تپش قلب ، درد قفسه سینه یا کشیدگی عضله باشد .

وقتی مغز تهدیدی در مورد یک بیماری یا اختلال احساس می کند ما انسان ها اغلب در رابطه با علائم ،  دچار اشتباه می شویم.

درد مزمن در نتیجه یک سیستم عصبی پر کار است یعنی در شرایطی که مغز مدام تهدید را احساس می کند ، در نتیجه آن،  درد ایجاد می شود . بنابر این درد مزمن ، الزاما نشاندهنده یک بیماری یا اختلال نیست که با مداخله  پزشکی مستقیما قابل درمان باشد . کادر پزشکی و درمانی به شکل ناخواسته و ناآگاهانه ای می توانند با نحوه صحبتی که  در رابطه با سلامتی بیمار خواهند داشت نگرانی فرد را افزایش دهند . در اینجا برخی از اظهارات کادر درمانی و پزشکی که به شکل رایجی وجود دارد بیان می شود و مغز ما از آنها به عنوان شواهدی برای وجود خطر استفاده می کند .

  • MRI شما غیر طبیعی است .
  • این بدترین موردی ست که تا حالا دیدم .
  • از اینکه تا به حال تونستید راه برید خیلی متعجبم .
  • فکر می کنم داروی قوی هم نتواند درد شما را تسکین بده .
  • شما دچار یک دیسک بسیار خطرناک کمر شده اید .
  • چون مادر شما هم ،این بیماری رو داشت قطعا به شما و دیگر اعضاء خانواده منتقل می شه .
  • من تصور می کنم که به جراحی بیشتری نیاز دارین .
  • برای رفت و آمد به عصا و یا واکر نیاز دارید .

 

خب بدیهی ست که مغز با توجه به این جملات و شواهد موجود ، به این نکته توجه می کنه که خطری وجود دارد . هنگامی که افراد دارای درد مزمن هستند ، مغز آنها ، از داشتن شواهد معتبر برای ایمن شدن خالی می شود . مغز آنها دلیل خاصی برای باور داشتن این مطلب که نباید درد داشته باشد ندارد .

اما این افراد نیاز به دلایلی برای اینکه ، حرکت، صدمه ای به آن ها نمی زند دارند و یا باوری که ،به آنها القاء کند ، آن ها می توانند درد خودشان را به شکل موثری مدیریت کنند لازم است .

تغییر مکالمه

چگونه می توانیم مکالمه خود را در مورد درد مزمن تغییر دهیم ؟

باید بگوییم طبق تحقیقات انجام شده ، افراد می توانند با تغییردر نحوه صحبت، احساس تهدید درد را در مغز خود کاهش دهند . در حقیقت هدف از تغییر چگونگی صحبت ما ؛در مورد درد، این است که به نوعی توجه برگردانی کنیم و با وجود دردی که در بدن داریم ،  توجه خود را از سمت درد به جنبه های دیگری از زندگی متمرکز کنیم .

 

جیمز هادسون متخصص درد مزمن ، دارای دو دستورالعمل در رابطه  بیمارانی که از درد مزمن رنج میبرند تهیه دیده است . این متخصص ، دستوالعمل ها را بر روی نسخه پزشکی خود نوشته و به بیماران جدید می دهد . هدف او از این روش ،این است که بیماران نحوه گفتگو و تفکر خود را درباره درد تغییر دهند .

 

اولین دستورالعمل در نسخه که بسیار ساده نیز هست عبارت است از : ” حرف زدن درباره درد را متوقف کنید “. باید به این نکته توجه کنیم که مردم مرتبا در رابطه با درد ،  از افرادی که دارای  درد مزمن هستند سوال می کنند . اما بیمار درد مزمن باید یاد بگیرد که سوالات را به جنبه های مختلف زندگی خود تغییر مسیر دهد ؛آنها می توانند بگویند که ” ممنونم از اینکه سوال کردید. من ترجیح می دم که در مورد دردم دیگه صحبت نکنم . خوشحال می شم از اینکه درباره برنامه ریزی کارهایی که در همین هفته می خوام انجام بدم صحبت کنم “.

 

نسخه دوم هم تقریبا مشابه نسخه اول این است که ” اغراق در بیان میزان درد خود به دیگران و حتی، وقتی که با خود صحبت می کنید را متوقف کنید ” .  ما هنگام مواجه شدن با درد اغلب از زبان افراطی استفاده می کنیم ، مانند ” این درد بالاخره من و می کشه ” و یا ” درد من در حال حاضر آنقدر زیاده که از حد گذشته ” . این نوع زبان بیان درد ، فقط این باور را تقویت می کند که تهدید شدیدی وجود دارد . وقتی مغز متوجه شود که تهدیدی وجود دارد ، اغلب با تولید درد بیشتر سعی می کند از شما محافظت کند .

 

درد مزمن

وقتی بیماران ، این دو روش درمانی پیشنهاد شده توسط پزشک و راهکار عکس العمل را به خانه می آورند ، تا زمانی که دوستان ، خانواده و همکاران از آموزش جدید برخوردار شوند زمان می برد .دوستان و خانواده اغلب مضطرب و نگران هستند . به همین علت پرسش درمورد درد یک امر طبیعی ست . اما اگر موضوع مکالمه تغییر کند ، نتایج اغلب بسیار چشمگیر است . یعنی پس از سالها که صحبت از درد آغاز می شد و دایره تمرکز بر روی درد بود ، بیمارانی که دارای درد مزمن هستند در واقع شروع به صحبت در مورد مطالبی می کنند که معنا دار ، امیدوار کننده و لذت بخش هستند . آنها بر روی توانمندی ها و مهارت های خود تمرکز می کنند نه بر روی کارهایی که نمی توانند انجام دهند .

ممکن است در ابتدا با نحوه تغییر در مکالمات ، تغییرات میزان  درد به شکل جزئی بنظر برسد اما بر نحوه تولید درد در مغز تاثیر می گذارد . شما می توانید در مکالمات امروز خود از نگرانی های خانواده ، فامیل و دوستان خود تشکر و قدردانی کنید اما ، وقت آن رسیده است که مکالمه جدیدی را طرح ریزی کرده و گفتگوی خود را برروی رشد ، پیشرفت ، امید و آینده بهتر متمرکز کنید . و در این راستا بخش تخصصی مشاوره رایگان ، مشاوره روان شناسی مرکز مشاوره راز ماندگار می تواند شما را در این امر خطیر یاری رساند .ترجمه و تنظیم : دکتر زهرا محمدی

 

برای دانلود این مقاله بر روی این متن کلیک کنید

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *