اطلاعات غلط فقط از اعتقادات غلط ناشی نمی شود . بعضی از اوقات از احساسات معیوب نیز نشات می گیرد .

  • در حقیقت احساسات ما توانایی گمراه کردن ما را دارند . همانطوری که غم و اندوه در برابر اتفاقات واقعی در زندگی ما به افسردگی تبدیل می شود و ما را به گمراهی می کشاند و در ما این احساس را ایجاد می کند که در زندگی هیچ امیدی نیست .
  • یک نظریه جدید اطلاعات نشان می دهد که اطلاعات نادرست در زمانی رخ می دهد که مجموعه مکانیسم های عصبی از بین می روند .
  • برای اینکه اطلاعات غلط و اشتباه را که مبتنی بر احساسات بوده اند به اطلاعات قابل اعتماد تبدیل کنیم ، باید آگاهانه در مورد اینکه آیا این اطلاعات از منابع و روش های معتبری بدست آمده اند فکر کنیم .

 

 

احساسات

اطلاعات غلط معمولا شامل باورهای غلط و اشتباه بوده اند .مثلا واکسن ها خطرناک هستند  و یا به اطلاعیه های تغییر آب و هوا نمی شود اعتماد کرد . روان شناسان اجتماعی استدلال می کنند که فقط باورهای افراد اطلاعات را ایجاد نمی کنند بلکه یکی از منابع اطلاعاتی احساسات هم می تواند باشد .

 

لذا این سوال مطرح می شود که آیا احساسات گاهی اوقات  اطلاعات غلطی هستند ؟ نکته جالب اینجاست که بررسی  احساساتی مانند اضطراب ، عشق و غم نشان می دهد که احساسات غالبا اطلاعات غلطی دارند . نوبرت شوارتز در سال ۲۰۱۲ این نظریه تاثیرگذار را ایجاد کرد که اطلاعات روان شناختی نه تنها از اعتقادات بلکه از خلق و خو ، احساسات ، احساسات بدنی ، و تجربیات مربوط به شناخت یعنی طرز تفکر تشکیل شده است .این احساسات کمک های ارزشمندی به قضاوت ، تصمیم گیری و ارزیابی شرایط فعلی می کند .

 

اما شوارتز تصدیق می کند که احساسات همچنین می توانند باعث گمراهی ما شوند به همان دلیلی که مثال های ذیل حکایت از احساسات  گمراه شده می کند :

  • عشق می تواند حکایت از یک دلبستگی ارزشمند به یک فرد خوب باشد اما شیفتگی بر مبنای هیجان باعث می شود، افراد از یک نقص جدی در یک رابطه چشم پوشی کنند.
  • اضطراب و ترس در موقعیت هایی که خطرناک هستند مانند بیماری های همه گیر بسیار می تواند مفید باشد ، اما اگر باورهای نادرست و واکنش های جسمی بیش از حد باعث شود که در افراد ایجاد ترس شدید و هراس ایجاد کند دیگر آن اضطراب نه تنها نمی تواند مفید باشد بلکه ناتوان کننده هم خواهد بود .
  • عصبانیت گاهی اوقات به عنوان یک علامت و نشانه می تواند یک عامل مهم برای رسیدن به اهداف مهم شما باشد در عین حال که می تواند مانعی برای حل مشکلات شما هم محسوب شود .
  • وقتی ما با ضررهایی مواجه می شویم غم و اندوه می تواند حالتی باشد که ما به آن وضعیت نشان می دهیم . اما همین غم و اندوه می تواند به افسردگی شدید تبدیل شود که فرد را دچار سردی و ناامیدی به زندگی کند تا جائیکه زندگی ارزش واقعی خود را از دست بدهد .
  • معمولا در وضعیتی که نیازهای حیاتی تامین شده باشد فرد احساس خوشبختی می کند . اما تمایل و وابستگی به موادی مانند کوکائین ، آمفتامین  یا الکل می تواند وضعیتی موقتی و آرامشی ساختگی و خطرناک ایجاد کند .

برای اینکه درک این موضوع راحت تر باشد که چگونه احساسات می توانند اطلاعات نادرست باشند ، باید یک تئوری احساسات را با یک تئوری اطلاعات مرتبط کنیم. در نظریه های روان شناختی فقط ارتباط آماری  بین متغیر ها نیستند بلکه می توانند با تعیین مکانیسم های  ذهنی و عصبی بسیار عمیق تر شوند  .

نظریه جدیدی از احساسات وجود دارد که احساسات را با مکانیزم های عصبی توضیح می دهد . در این نظریه نمایش موقعیت ها ، ارزیابی موقعیت های مربوط به ارتباط آنها و اهداف شخصی و تغییرات فیزیولوژیکی مانند ضربان قلب و تنفس را ترکیب می کند .

 

 

احساسات آموزنده

 

باید بدانیم که زمانی احساسات آموزنده هستند که موقعیت ها بتوانند بر اهداف شخصی تاثیر بگذارند . به طور مثال ، آیا یک وضعیت تولید اضطراب واقعا خطرناک است ؟

این تحلیل به خوبی با نظریه جدید ی از اطلاعات منطبق است که توضیح می دهد که اطلاعات نادرست هنگام خراب شدن این ۸ مکانیسم عصبی اتفاق می افتد : بازنمایی ، جمع آوری ، ذخیره سازی، بازیابی، ارزیابی ، تحول، ارسال و دریافت است ، همانطوری که سلامتی فرد در هنگام تضعیف مکانیسم های بیولوژیکی حمایت کننده رخ می دهد.

غم و اندوه ناشی از یک فقدان یا پایان رابطه اگر مهم باشد نوعی حزن و دلتنگی محسوب می شود چون این مسئله بر روی تغییرات فیزیولوژیکی طبیعی و ارزیابی واقعی از فقدان است .اما افسردگی بالینی یک عامل گمراه کننده ست که حاوی اطلاعات مفید نیست برای اینکه آن از یک برآورد معیوب و نادرست از نا امیدی و فیزیولوژی معیوب که در انتقال دهنده عصبی بوجود آمده ناشی می شود .

این گزارش از احساسات به عنوان اطلاعات غلط می توانند به راحتی با دیگر احساسات بدن سازگار بشوند مثلا وقتی درد از بخش از بدن در بخش دیگری احساس می شود . به عنوان مثال ، هنگامی که در حمله قلبی درد در بخش فک و یا دست چپ احساس می شود. به همین دلیل درد به دلیل خرابی و مشکل مکانیسم های عصبی در همان بخش ،جمع آوری و تبدیل اطلاعات ، نادرست است .

بطور مشابه ، در مورد مواد غذایی این موضوع می تواند مصداق داشته باشد . واقعیتی ست که مزه و طعم اغلب اطلاعات خوبی در مورد ارزش یک ماده غذایی فراهم می کند . اما لذت بردن از غذاهای فرآورده شده و نمکی و یا نوشیدنی های شیرین به عنوان اطلاعات غلط در ما احساس می شود .

 

احساسات

بهترین روش برای اینکه اطلاعات غلط مبتنی بر احساس را بتوانیم به اطلاعات قابل اعتماد تبدیل بکنیم این است که یک تفکر و تعمق آگاهانه بر اصل واقعیت داشته باشیم . آیا اطلاعاتی که از آنها  استفاده می کنیم به جای اینکه از برداشت های تحریف شده ای نشات گرفته شده باشند توسط منابع قابل اعتمادی جمع آوری شده اند ؟ آیا اطلاعات با دقت ارزیابی شده اند یا فقط به عنوان یک فرضیه مطرح می شوند ؟ آیا در ارزیابی اطلاعات نقص فیزیولوژیکی وجود داشته است ؟ با توجه به نحوه عملکرد مغز ما ، نادیده گرفتن احساسات به عنوان منابع اطلاعات وجود ندارد ، اما ما باید مراقب مکانیسم هایی که ،گاهی اوقات باعث احساسات و حالات منفی ما می شود باشیم . در صورتیکه نیاز به کنترل و تعادل این احساسات که می تواند ناشی از تفکر و اطلاعات معیوب ما باشد جلوگیری کنید می توانید از مشاوره رایگان مرکز راز ماندگار استفاده کرده و از مشاوره روان شناسی ما بهره ببرید. ترجمه و تنظیم : زهرا محمدی

 

برای دانلود این مقاله بر روی این متن کلیک کنید

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *