ازدواج موفق از چه ویژگی هایی برخوردار است (قسمت اول)


ازدواج یکی از زیباترین و کهن ترین پیوندهای عاطفی بین دو فرد بوده که از آغاز خلقت بشریت توسط خالق هستی در وجود بشریت نهادینه شده است  .حس به این پیوند جویی از دیدگاه روان شناسان بزرگی همچون مزلو به عنوان نیاز به عشق و محبت ، دوست داشتن و دوست داشته شدن در هرم سلسله مراتب نیازهای  مزلو ذکر شده است .یک ازدواج موفق و منطبق با اصول و منطق  به همان اندازه که می تواند نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی افراد را تامین نماید و منجر به آرامش و احساس خوشایند شود ، با نادیده گرفتن معیارهای صحیح می تواند مخرب روح و روان و در نهایت آزاردهنده نیز باشد  و سرنوشتی را به تباهی و انحطاط بکشاند . چه بسا در این تصمیم گیری مهم فرزندانی نیز قربانی این ازدواج ناموفق بشوند که خود نیز زمینه ساز جنبه های منفی سرنوشت نسل های بعدی نیز می شود .

 

 

یک ازدواج مناسب و موفق

 

بدیهی است که اصل ازدواج بسیار ارزشمند و حائز اهمیت است ، اما اینکه چگونه از یک ازدواج  موفقی برخوردار شویم نیاز به علم و آگاهی، کسب مهارت های لازم و صرف وقت و زمان کافی و تفکرات منطقی برای شناخت بیشتر طرفین دارد. این امر مهم  اگر بر اساس  کم صبری ، تصمیمات عجولانه و احساسات عاطفی شکل بگیرد مسلما نمی تواند از دوام و استحکام مناسبی برخوردار باشد .

باید به این نکته توجه کنیم که همه ما در تمامی امور زندگی  نمی توانیم از اطلاعات کافی و لازم برخوردار باشیم . فردی که روزنامه نگار است برای خرید ماشین مورد نظرش سعی می کند از افرادی که در زمینه ماشین اطلاعاتی دارند بهره ببرد . یک پزشک خانم  برای اینکه رنگ موی مناسبی را انتخاب کند از آرایشگرش اطلاعاتی کسب می کند و مثال های بیشمار دیگری که به ما می فهماند کسب تمام این اطلاعات به اندازه تصمیم ازدواج نمی تواند ارزشمند باشد پس لازم است افراد برای یک ازدواج موفق ، با روان شناسی که در این زمینه دارای تخصص و تجربه است ،  به مشاوره ازدواج بپردازند تا از درصد خطای کمتری برخوردار شوند .

در یک ازدواج موفق چه معیارهایی را باید مد نظر قرار دهیم ؟

عواملی که در یک ازدواج موفق باید مورد توجه قرار دهیم ابتدا عواملی کلی هستند : میزان تحصیلات ، فرهنگ، اعتقادات مذهبی، پایگاه اجتماعی ، موقعیت اقتصادی .  اما عوامل دیگری نیز همچون سن،  سلامت جسمی و روحی ، دانستن مهارت های زندگی و برخورداری از بلوغ عقلی، عاطفی ،اخلاقی و اجتماعی  نیز باید مد نظر قرار بگیرند . در حقیقت افراد در یک ازدواج موفق باید از یک سلامت شخصیت و یک تناسب شخصیت برخوردار باشند . حال به بررسی هریک از این گزینه ها می پردازیم :

 

 

آیا سن می تواند ملاک مهمی در یک ازدواج موفق باشد

 

آیا سن می تواند ملاک مهمی در یک ازدواج موفق باشد .

عامل سن شاید به تنهایی عامل مهمی نباشد اما مهم است که در کنار چه عواملی قرار می گیرد . بطور مثال دختر خانمی که در سن 14 سالگی و یا آقا پسری که در سن 18 سالگی تصمیم به ازدواج می گیرند از یک بلوغ جسمی و قدرت باروری برخوردارند از نظر فیزیولوژیک رشد کرده و میل جنسی در آنها پدیدار شده و ظاهرا مانعی در رابطه با ازدواج آنها وجود ندارد،  اما آیا  بلوغ فکری و منطقی در آنها به حد مطلوبی رشد کرده است ؟ و آیا به صرف رسیدن به این منظور، مشاوره ازدواج موثر اتفاق می افتد . تحقیقات نشان میدهد که معمولا پسرها در سن 25 سالگی ،و دخترها معمولا دو تا سه سال زودتر از پسران به بلوغ فکری می رسند . نکته بعدی کسب بلوغ اجتماعی مطرح می شود. از نظر اریک اریکسون افراد در سنین 14 سالگی به دنبال تشخیص هویت و شناخت نقش خود هستند .

آنها باید نیازها ، آرزوها و توانایی های خود را به شکل تازه ای سازماندهی کنند تا در آینده دچار بحران نشوند و پیوستن به گروهها و دسته های همسن و سال، خود یکی از راهکارهای عبور از این بحران است و حال در نظر بگیرید که افراد بخواهند در این سن ازدواج کنند که قطعا با مشکلات عدیده ای روبرو خواهند شد . پس سن مناسب ، سنی است که فرد علاوه بر سن عقلی و جسمی به بلوغ فکری ، عاطفی ، اجتماعی و اقتصادی  نیز  رسیده باشد. بلوغ عاطفی در حقیقت توانایی استفاده از هیجانات است .   یعنی فرد توانایی ابراز هیجانات و توانایی مدیریت هیجانات را داشته باشد .بلوغ اجتماعی عبارت است اعتماد به نفس در اجتماع و داشتن توانایی درخواست و ابراز خواسته  ها  و بلوغ اقتصادی : احساس خودکارآمدی در تامین معاش ، مسئولیت پذیری و ثبات در شغل است. پس در یک ازدواج موفق بلوغ ها باید در نظر گرفته شود.

 

 

تحصیلات چه نقشی میتواند  در یک ازدواج موفق داشته باشد :

 

تحصیلات چه نقشی میتواند  در یک ازدواج موفق داشته باشد :

تحصیلات می تواند نقش موثری در ازدواج داشته باشد ، چرا که تجربه های مشترک می تواند میزان درک افراد از شرایط پیرامون را افزایش دهد مثلا اگر چنانچه دختر خانمی از تحصیلات دانشگاهی برخوردار بوده و همسرش فاقد این تجربه باشد به احتمال بسیار زیاد درک زیادی از دانشگاه نداشته و تجربیات مشترکی در این مورد نخواهند داشت . یک نکته دیگر که معمولا در نظر گرفته نمی شود این است که معمولا مردها ، همسران باهوش تر از خود را نمی پسندند . و اگر همسرش در جمعی اظهار نظر علمی داشته باشد ممکن است  مرد احساس حقارت کند و برداشتش از رفتار همسرش این باشد که که می خواهد تحصیلاتش را به نوعی به رخ او بکشد که در حقیقت اینگونه نیست اما ممکن است این برداشت اشتبا اتفاق بیفتد . از طرفی درست است که  تحصیلات بیشتر  ، علاوه بر افزایش اطلاعات ، ورود به اجتماعات و ایجاد تعاملات باعث رشد عاطفی ، اخلاقی و اجتماعی بیشتری می شود ، اما واقعیتی است که تحصیلات بیشتر الزاما  باعث افزایش سطح شعور افراد نمی شود. چه بسا افرادی که از تحصیلات عالیه برخوردارند اما  سطح  فهم و درک پایینی از شرایط داشته و نمی توانند نقش همسری خوب و مناسبی را ایفاء کنند .

نکته : پس سطح  تحصیلات ، بخصوص در رشته هایی که مشترک هستند می تواند در تفاهم بیشتر و ارتباط و همکاری زوجین نقش موثری داشته باشد .

 

برای دانلود این مقاله بر روی متن کلیک کنید

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *