چرا در برابر تغییر احساس اضطراب می کنیم ؟


واقعیتی است که هر انسانی هنگام مواجه شدن با تغییر، اضطراب را تجربه می کند . می توان گفت این احساس بسیار طبیعی و عادی محسوب می شود . اما می توان گفت که میزان اضطراب تجربه شده هر فردی می تواند با فرد دیگر متفاوت باشد .

عده ای این حالت را تا حدودی تجربه کرده و بسیاری از مردم نیز آن را به شکل فزاینده ای احساس می کنند . تغییر به معنای ایجاد تفاوت است،  حال چه لازم و ضروری باشد  و یا حتی کاملا آشنا .

بنظر می رسد مهم این است که هر آنچه تغییر می کند،  بر تجربه ما تاثیر می گذارد .البته امیدواریم که به شکل مثبتی انجام شود . اما یک نکته مهم این است که، تا زمانی تغییر رخ نداده باشد نمی توانیم نتیجه این مسئله را به شکل مثبت و یا منفی ارزیابی کنیم .

 

ندانستن ،علت ایجاد اضطراب است

 

ندانستن ،علت ایجاد اضطراب است

ما نسبت به تغییر وضعیت ،هیجان زده می شویم چرا که نتایج کار قابل شناخت و پیش بینی نیستند و شاید بهتر است بگوییم که هرگز به طور کامل در کنترل ما نیستند ( زیرا آینده هرگز چیزی نیست که ما بر آن تسلط کامل داشته باشیم ) ، به همین علت هنگام فکر کردن در مورد آن مضطرب می شویم.

اما دلیل دیگری هم وجود دارد که در چگونگی شکل گیری حالت اضطراب ما در  مواجه شدن با تغییر می تواند دخیل باشد . در طول زندگی و در روند رشد ، اطلاعات زیادی از محیط اطراف مان جذب کرده ایم . کسب این اطلاعات خواسته و ناخواسته در احساسات ما تاثیرگذار بوده است .

برخی از این موارد مربوط به  افرادی می شود  که در تربیت ما سهیم بودند . آنها ارزش ها و باورهای زیادی را در ذهن ما ایجاد کرده اند . آنها به شکل مثبت و منفی در مورد دیگران  صحبت کردند ؟ احساس می کردند چه چیزی در زندگی مهم است  و برای چه چیزی  ارزش قائل هستند ؟

ما همچنین ، از همسالان خود در مدرسه ، معلمان ، تبلیغات ، دولت ، ساختارهای اجتماعی ، نمایش ها و فیلم های تلویزیونی و کتابهایی که می خوانیم باور هایی بدست آورده ایم .

هر یک از دورهمی ها و اجتماعات برای ما پیام هایی در مورد چگونگی عملکرد ، طرز لباس پوشیدن ، کار کردن و حتی فکر کردن  به ما هدیه داده اند تا بتوانیم مورد محبت ، پذیرش و ارزش قرار بگیریم .

و حال با توجه به این مسئله وقتی تصمیم می گیریم که تغییری ایجاد کنیم ، چون با ارزش ها و علاقه ای که در گذشته کسب کرده ایم همخوانی ندارد دچار اضطراب می شویم . به عبارت دیگر، ممکن است احساس کنیم که به استراحت و تعطیلات بیشتری نیازمند باشیم و یا مثلا ساعات کمتری کار کنیم زیرا احساس می کنیم که کیفیت زندگی ما را بهبود می بخشد .

اما اگر به ما یاد داده اند که ارزش ما از مولد بودن ما حاصل می شود ، نگرانی زیادی در این تغییر تجربه می کنیم نه به این دلیل که از تغییر می ترسیم بلکه از اینکه دیگران از این وضعیت ما چه برداشتی خواهند کرد واهمه پیدا خواهیم کرد . چرا که نقش مولد بودن در این وضعیت کم رنگ می شود و در حقیقت این کاهش بهره وری در ما احساس ناخوشایند ایجاد می کند .

این نوع اضطراب معمولا ما را زیر ذره بین خودمان قرار می دهد و در نتیجه به شکل نامطلوبی خود را مورد بررسی و ارزیابی  قرار می دهیم .

 

استرس

ما در این وضعیت اضطرابی معمولا آگاهانه فکر نمی کنیم و دچار خطای تفکر می شویم : بطور مثال اینگونه فکر می کنیم : ” اگر این حرفه جدید را امتحان کنم ، ممکن است در آن مهارت نداشته باشم و چون در آن مهارت ندارم کارم به درستی انجام نمی شود و دیگر کسی من را دوست نخواهد داشت . واقعیت این است که این نوع از تفکر جنبه کمال گرایی فرد را نشان می دهد.

و این جنبه شخصیتی لزوما ارزشی نیست که ما آگاهانه از آن مطلع باشیم . چرا که وقتی کوچک بودیم برای اینکه بدون عیب و نقص باشیم همه تلاش خود را می کردیم تا بتوانیم عشق ، محبت ، ستایش ، توجه ، علاقه مورد نیاز خود را از والدین و اطرافیان کسب کنیم . فراموش  نکنیم که برای کودکان ، از دست دادن عشق یا توجه مثبت فقط ناامید کننده یا غم انگیز نیست بلکه مسئله مرگ و زندگی مطرح است.

کاملا مورد غفلت قرار گرفتن به معنای مرگ واقعی ست و غفلت یا عدم تائید میتواند در رشد عاطفی و شناختی کودک تاثیری عمیق بگذارد .بنابر این کودک برای جلب عشق ، ستایش و توجه مراقبان خود هر کاری که لازم باشد انجام می دهد . و به سرعت یاد می گیرد که چه چیزی باعث جلب توجه دیگران می شود و همچنین تلاش می کند مانند مراقبان خود همانندسازی کرده تا مورد پسند آنها قرار بگیرد.

به این ترتیب کودک در بزرگسالی شرطی شده و سعی می کند در حلقه امن خود با ارزش های از پیش آموخته شده قدم بردارد . و خروج از این حلقه امن که یک تغییر محسوب می شود ممکن است در فرد ایجاد اضطراب زیادی کند . و گاهی این دلهره به فرد می فهماند که باید شرایط مورد بررسی دقیق تری قرار بگیرد . اضطراب به سادگی نشانه این است که نمی توانیم آینده را کنترل کنیم و ممکن است کاری انجام دهیم که در محدوده سیستم ارزشی که در آن بزرگ شده ایم نباشد.

اگر چنین است باید نفس عمیقی بکشیم ، شهامت و جسارت خود را پیدا کنیم . و برای پذیرفتن یا انجام کار جدید ریسک کنیم .در این راستا به کمک مشاوره روانشناسی قدرت تصمیم گیری خود را افزایش داده و اضطراب ناشی از تغییر را در خودمان کاهش دهیم

 

برای دانلود این مقاله بر روی متن کلیک کنید

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *