مسائل اقتصادی و تأثیر آن در اعتیاد افراد


مسائل اقتصادی و تأثیر آن در اعتیاد افراد

مسائل اقتصادی، عدم اطمینان به آینده، بیکاری، فشار اقتصادی و نداشتن امکانات رفاهی، نابرابری اقتصادی و شکاف عمیق بین ثروت طبقه ها و اقشار مختلف در جامعه و همچنین در مقابل فقر و محرومیت ها، منزلت ثروت و ارائه تصویر آرزوهای بلندپروازانه از یک سو خود عاملی برای کسب ثروت از راه های غیرمجاز و غیرمشروع مانند تجارت و قاچاق مواد مخدر می شود و از سوی دیگر کسانی که نتوانسته اند از راه های مشروع و غیرمشروع کسب ثروت و منزلت کنند، اکثراً به یأس و سرماخوردگی دچار شده و پتانسیل زیادی برای گرایش و اعتیاد به مواد مخدر دارند.

تحلیل گرایش به اعتیاد با رویکرد مرتون

نظریه مرکز مشاوره راز ماندگار ، انحرافات که متعلق به رابرت کی مرتون جامعه شناس مشهور آمریکایی می باشد تبیین کننده پدیده اعتیاد در کشورهایی مانند ایران نیز می باشد. مرتون علت ریشه ای انحرافات را شرایط ساختی جامعه می داند و بر خلاف”دورکیم” معتقد است که فرد در جامعه به ارزش ها و هنجارها توجه زیادی ندارد و به جای اعتنا به آنها، هنجارها را در معرض انتقال قرار می دهد. به نظر وی دو ساخت اساسی در جامعه وجود دارد یعنی «اهداف نهادی شده» و «وسایل نهادی شده»که ارزش ها و امور مطلوب و شیوه های استاندارد کنش برای رسیدن به آن اهداف در جامعه است. تعامل بین این دو ساخت موجب بروز رفتارها و شخصیت های و گاه متناقض در جامعه می شود.

برای تحلیل مسئله اعتیاد در ایران از منظر تئوری مرتون باید جامعه فعلی ایران را از بعد تغییر ارزش ها از سنتی و مذهبی به ارزش های مدرن مورد توجه قرار داد. در کنار این مسأله تبلیغ مصرف گرایی، نابرابری های شدید اقتصادی، رشد روز افزون فقر و در نتیجه ارزشمند شدن ثروت در جامعه، تغییر نظام ارزشی جامعه را تشدید می کند.

در این شرایط تأکید بر اهدافی که وسایل دسترسی به آن به طور قانونی فراهم نیست نه فقط فرد فرد انسان ها بلکه کل نظام اجتماعی را دچار عدم تعادل و آشفتگی و نابسامانی می کند و بستر را برای ظهور رفتار انحرافی فراهم می کند. همین مسئله فرد را از جامعه و ارزش های آن جدا می کند و در اکثر موارد نیز وی را با ناکامی روبه رو می سازد که برای جبران ناکامی ها گرایش به مواد مخدر پیش می آید.

اما نوآورها هم در پدیده اعتیاد نقش دارند چه آن ها اهداف نهادی شده و کسب منزلت و ثروت را دنبال می کنند اما نه با روش ها و هنجارهای عادی و پذیرفته شده که قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مواد افیونی که نقش بسزایی در گسترش اعتیاد به مواد مخدر دارند نمونه بارز نوآوران و بدعت گذاران در جامعه می باشند.

 

مشکلات اقتصادی و تأثیر آن در اعتیاد

 

طبق پژوهش های مشاوره راز ماندگار به طور کلی از نظر مرتون، شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی موجب گرایش به اعتیاد می شود و در اصل اعتیاد جرم نیست، نوعی بیماری اجتماعی است که اگر از ابتدای وقوع آن به فکر اصلاح و پیشگیری نباشیم ممکن است به دیگران نیز سرایت کند و بیماری عمومی و بحرانی اجتماعی پدید آورد.

در هر حال این نظریه که در اصل میانبرد بوده، می تواند به تبیین اعتیاد به مواد مخدر در جوامع بسیاری از جمله ایران بپردازد. چرا که منزلت و ارزش ثروت در چند ساله اخیر بسیار زیاد شده در حالی که راه های رسیدن به آن بسیار کم است و بر این مبنا فعالیت های قاچاق مواد مخدر و در کنار آن افراد منزوی بسیاری به وجود آمده اند که مأیوس و سرخورده به اعتیاد روی می آورند.

در سال حدود ۷۵۰۰ نوزاد معتاد به دنیا می‌آید.

کاهش زمان دسترسی به مواد مخدر به ۲ دقیقه.

۶۵ درصد زندانی‌ها مربوط به موادمخدر است.

افزایش بیش از ۶ درصدی فوتی‌های سوءمصرف مواد.

روزانه هشت نفر بر اثر موادمخدر جان خود را از دست می‌دهند.

روزانه ۱۰۰ نفر جدید آلوده موادمخدر می‌شوند.

۲۲ درصد کارگران کشور مواد مخدر مصرف می‌کنند.

مصرف دخانیات بین دختر‌ها بیشتر شده است.

گُل بیشترین مصرف را بین دختران ایرانی دارد.

۱۱ درصد دانشجویان به صورت حرفه‌ای از از مواد مخدر استفاده می‌کردند.

۱۴.۸ درصد از مصرف کنندگان مواد روانگردان گل دانشجو و ۳.۷ درصد آنان “دانش آموز” هستند.

در ده سال اخیر معتادان به خشونت‌هایی دست زدند که پیش از این دیده نمی‌شد.

و شاید از همه این‌ها عجیب‌تر پژوهشی که نشان می‌داد ” ۲۸ درصد مردم نسبت به مصرف مواد نگرش مثبت دارند”!

به گفته مشاور دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر بر اساس یک تحقیق

، ۲۸ درصد مردم، نگرش مثبتی به مصرف مواد مخدر دارند. چه اتفاقی در جامعه می‌تواند منجر به دید مثبت در مورد مصرف مواد شود؟
ما انسان‌ها به حال خوش تمایل داریم. هروقت این احساس رضایت، خرسندی و حال خوش فراهم نشود افراد برای شادی دست به انتخاب می زنند.

افرادی که خودشان و توانایی‌هایشان را می‌شناسند ممکن است با ورزش، پیاده روی، قهوه یا مذاکره آن حال خوش را پیدا کنند.

گروهی، چون نمی‌دانند چطور به حال خوش برسند وقتی دچار مشکلی می‌شوند به دنبال راهی برای حل مشکلشان هستند.

اما چون در کشور ما، جوانان آگاهی لازم را ندارند و مهارتی نیاموخته‌اند ممکن است انتخاب‌های نادرست داشته باشند.

آن‌ها خودشان را نمی‌شناسند، توانایی و محدودیت‌هایشان را نمی‌شناسند و ارتباط اجتماعی بین فردی مناسبی ندارند.

همه این‌ها موجب می‌شود جوان به انتخاب نادرستی مثل مصرف مواد دست بزند.

یکی از موادری که در مورد شکل مصرف مواد وجود دارد، علنی شدن مصرف آن در سال‌های اخیر است. در بسیاری از پارک‌ها و … افراد به راحتی و بدون هیچ خجالتی مواد مصرف می‌کنند. چرا جامعه به این سمت رفته است؟
ما به موقع و در شرایط مناسب به افراد اطلاعات و مهارت‌های آموزش نداده‌ایم. حالا دیگر آن‌ها برای کارهایشان از ما اجازه نمی‌گیرند.

مسئولین باید این روز‌ها را پیش بینی می‌کردند. در کشور ما متخصصین مسائل اجتماعی، روانشناسان، مددکاران و… نسبت به این وضعیت هشدار داده بودند، اما نادیده گرفته شد.

مثلا یکی از مسئولین در وزارت بهداشت در جایی گفت: الان الکل بیشترین مصرف مواد را به خودش اختصاص داده است.  ما ۱۵ سال است سعی می‌کنیم از عوارض سوء مصرف مواد بگوییم. دائم به ما گفتند الکل خط قرمز است و نباید در مورد آن صحبت کرد.

جوان منتظر تشخیص ما نمی‌ماند. جوانان در شرایط مختلف تصمیماتی می‌گیرند که گاهی عواقب کارهایشان هزینه‌های سنگینی دارد.

جوان وقتی مهارتی نیاموخته و نمی‌تواند شادی و لذت را درون خودش پیدا کند  سراغ شادی‌های کاذب با مصرف مواد و … می‌رود.

ما وظایفمان را درست انجام نمی‌دهیم. وقتی بحران به سطح سوم می‌رسد تازه اقدام می‌کنیم. وقتی جوان معتاد شد، ایدز گرفت، (بصورت نامشروع) باردار شد تازه به فکر می‌افتیم. آن موقع هم راهکار مناسب نداریم.

در سال‌های اخیر با رشد مصرف مواد محرک به جای مخدر مواجه بودیم. چرا معتادان به خصوص جوانان بیشتر به این نوع مواد گرایش دارند؟
مواد سنتی برای جوانان جذابیت ندارد. جوانان ما به دلایل مختلف به دنبال هیجان و لذت هستند. بنابر این از موادی استفاده می‌کنند که حس هیجان و شادی ایجاد کند. موادی مثل تریاک این خاصیت را ندارند.

در جامعه فعلی ایران، ما شاهد جابجایی و تغییر ارزشها از سنتی و مذهبی به سمت ارزشهای مادی و مدرن هستیم. به ویژه اقداماتی که بعد از سال ۱۳۶۸ بالاخص در زمینه مسائل اقتصادی و آموزش انجام گرفته، موجب افزایش نابرابری گشته و در نتیجه آن (به  علت گسترش فقر) ثروت در جامعه با ارزش شده است. علاوه بر این نمایش ثروت و نیازآفرینی از طریق تبلیغات رسانه های جمعی، فرایند با ارزش شدن ثروت تغییر نظام ارزشی جامعه را تشدید می نماید. این امر دارای پیامدهایی از قبیل ارزش شدن ثروت و تبدیل نظام طبقاتی به ارزش و حقوق اجتماعی بیشتر ثروتمندان است که از یک  طرف برای یک نظام اجتماعی بسیار سالم خطرناک است و از طرف دیگر خود عامل و محرکی است برای با ارزش شدن باز هم بیشتر ثروت در جامعه. از این رو نه فقط فرد فرد انسانها، بلکه کل نظام اجتماعی دچار بی تعادلی و آشفتگی و نابسامانی می گردد که خود باعث کاهش انسجام اجتماعی، تغییر گروه مرجع، افزایش انحرافات و… می گردد (رفیع پور، ۱۳۷۷، ۲۲۴ و ۲۶۵). پس می بینیم در جامعه بر اهدافی تأکید می شود چه به صورت خودآگاه و چه ناخودآگاه که وسایل دستیابی به آن اهداف فراهم نیست. هدف کسب ثروت و رفاهمندی افراد است اما وسایل مشروع و قانونی رسیدن به این در جامعه فراهم نیست، بر این اساس جامعه فعلی در یک حالت نابسامانی و سوء یکپارچگی بسر می برد. بنابراین بستر برای رفتارهای انحرافی آماده است. افرادی که در راه کسب ثروت (هدف جامعه) بارها و بارها با شکست مواجه می شوند و ناکام می مانند برای جبران این ناکامی به مواد تسکین دهنده روی می آورند و تشکیل گروه معتادان را در جامعه می دهند. بنابراین مقصر فرد نیست بلکه مقصر شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی جامعه است. از دیدگاه کارکردگرایی مرتن، اعتیاد جرم نیست بلکه اعتیاد بیماری اجتماعی می باشد و باید به این واقعیت توجه نمود که بیماریهای روحی نیز مانند بیماری های جسمی مسری هستند و اگر از ابتدای وقوع جرم، به فکر اصلاح و از بین بردن علل ارتکاب جرم نیفتند، ممکن است به دیگران نیز سرایت کند. افرادی که در آغاز مرتکب جرایمی می شوند، طبیعی است که نتوانسته اند خود را با موازین اجتماعی جامعه تطبیق دهند. این عدم هماهنگی از نابسامانی اوضاع اجتماعی و اقتصادی و تربیتی آنها ناشی می شود و یا ممکن است از عدم تعادل و عدم هماهنگی بین اهداف و وسایل نهادی شده در جامعه.
از دیگر سو، از آنجایی که، در جامعه ما، طرز تلقی و نگاه عموم افراد و دولتمردان به اعتیاد به عنوان یک مسئله شخصی و فردی مطرح بوده و نه مسئله ای اجتماعی و مردم به افراد معتاد با حالتی ترحم انگیز می نگرند و آنها را بیماران اجتماعی نمی دانند، بلکه آنها را در ردیف مجرمان مورد سرزنش و نفرت قرار می دهند و مجازات می کنند. براساس نظریه برچسب زنی، بیماران اجتماعی مبتلا به مواد مخدر را برچسب «معتاد به مواد مخدر» می زنند و از خود طرد می کنند و شخص معتاد در یک عزلت و انزوا قرار می گیرد و به برتری اخلاقی دیگران غیرمعتاد رأی می دهند. اینچنین است که با توجه به در نظر گرفتن شدید ترین مجازاتها برای تولید و مصرف مواد مخدر هر ساله بر تعداد معتادان افزوده می شود و جامعه هر روز با فقر نیروی انسانی کارآمد و سازنده بیشتر مواجه می شود

 

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *