چرا بی انگیزه ام؟10دلیل و راه حل برای نداشتن انگیزه


چرا بی انگیزه ام؟10دلیل و راه حل برای نداشتن انگیزه

در اینجا به طور کلی مواردی که موجب بی انگیزگی افراد شده است آورده شده است که به شرح زیر است:

1. شما بدون هدف کار می کنید

بزرگترین دلیل اینکه ممکن است فردی احساس بی انگیزگی کند این است که زندگی خود را بدون هدف و قصد انجام می دهد. اگر زندگی بدون هدفی را سپری می کنید، مطمئناً بدون هیچ احساس جهت گیری، حرکت خواهید کرد و احساس خواهید کرد که کار را فقط به خاطر پول انجام می دهید تا اینکه بخواهید برای کاری که می خواهید لذت ببرید کار کنید. خوشبختانه بی انگیزگی ناشی از فقدان هدف زندگی، به راحتی قابل رفع است. برای کار بر روی این عامل بی انگیزشی، تنها کاری که باید انجام دهید این است که دریابید از زندگی به دنبال چه چیزی هستید و اهداف مشخص و قابل دستیابی با انگیزه شدن را تعیین کنید که می تواند به شما در رسیدن به آنجا کمک کند. با دنبال کردن یک برنامه مشخص در زندگی خود که به آن علاقه دارید، یکبار دیگر خیلی سریع در همه جنبه های زندگی خود انگیزه خواهید گرفت.

2. عدم انگیزه شما از ترس ناشی می شود

وقتی از پیشرفت می ترسیم، از حرکت به جلو امتناع می ورزیم، در یک مقطع خاصی از زندگی خود گیر می کنیم که به ما امکان می دهد فقط به موفقیت های روزانه دست پیدا کنیم. خواه این مانعی باشد که شما در زندگی حرفه ای یا شخصی برای خود ایجاد کرده اید، رها شدن از این چرخه با گذشت هر روز دشوارتر می شود. این به نوبه خود به نارضایتی و بی انگیزگی تبدیل می شود. بنابراین، هنگامی که این امر بر سطح انگیزه شما تأثیر می گذارد، می توانید در مورد این ترس چه کاری انجام دهید؟

اولین کاری که باید انجام شود توجه به این واقعیت است که شما پیشرفت را به تعویق می اندازید زیرا از نتیجه خاص آن می ترسید. در مرحله بعدی، مهم است که از خود بپرسید از شنیدن چه چیزی در رابطه یا وضعیت خود می ترسید و اینکه آیا واقعاً این ترس شما را از حرکت به جلو باز دارد یا خیر. سرانجام، شما باید مرحله به مرحله برای مقابله با ترس رو به رو شوید تا به آن تسلط یابید. درست است که زندگی در لحظاتی می تواند ترسناک باشد. اما آیا ترسناک تر از این است که فرصت ها را از دست بدهید و زندگی خود را به طور کامل انجام ندهید؟

3. شما به دلایل اشتباه کارهایی را انجام می دهید.

بدن ما می داند که در هر شرایط مشخص چگونه واکنش نشان دهد و بی انگیزگی که شما را فرو می ریزد ممکن است نتیجه مستقیم کاری باشد که انجام می دهید. از خود بپرسید، آیا هر کاری که من انجام می دهم به دلایل درست انجام شده است؟

به عنوان مثال بگویید که شما در حال حاضر شغلی را کار می کنید که دستمزد خوبی دارد اما این کار واقعاً انگیزه کافی به شما می دهد؟ شما می دانید که برای ثبات مالی کار می کنید و این شما را در آنجا نگه می دارد اما در واقع چیزی نیست که می خواهید انجام دهید. این به آرامی شما را فرسوده می کند و چون این موقعیت هیچ هدفی برای شما فراهم نمی کند، شما انگیزه واقعی برای ادامه موقعیت را ندارید. این مفهوم در تمام زمینه های زندگی قابل اجرا است و اگر احساس بی انگیزگی کنید، کاملاً محتمل است که بجای انجام کارهایی که شما را خوشحال می کند، به دلایل غلط کارهایی را انجام می دهید.

4- شما خیلی زیاد مسئولیت قبول می کنید و سرتان را شلوغ می کنید.

جاه طلب بودن بسیار عالی است و همچنین بسیار خوب است که کار زیادی را به عهده بگیرید و در طول روز به حداکثر توانایی خود برسید. با این حال، وقتی بیش از حد به خودتان می پردازید، خود را خیلی لاغر می کنید و خیلی زود می سوزید. اگر خیلی از پروژه هایی که دنبال می کنید بیش از حد تحت تأثیر شما قرار گرفته اند که دیگر تمایل ندارید آنها را انجام دهید این امر بی انگیزگی شما را افزایش می دهد. اگر از کار خود عقب بیفتید، انگیزه بیشتر خود را از دست می دهید و از کارهایی که قرار است انجام دهید لذت نمی برید و انگیزه برای دستیابی به آنها را از دست می دهید.

نکته کلیدی در داشتن انگیزه برای هر کار این است که تا آنجا که ممکن است مسئولیت خود را بپذیرید بدون اینکه باعث لذت بخشی شود. توانایی گذراندن روز خود بدون احساس فشار و استرس زمان، کمک زیادی به شما می کند تا هدف و انگیزه خود را دست نخورده حفظ کنید. اگر احساس خستگی شدید می کنید، مهم این است که مهارت های مدیریت زمان و محدودیت های خود را بیشتر بیاموزید تا بلافاصله برنامه ریزی بهتری را برای خود تنظیم کنید.

5- ممکن است با علائم یک بیماری روانی کنار بیایید

اگرچه علائم بیماری روانی برای برخی از افراد امری عادی است، اما دیگران می توانند با یک بیماری روانی مقابله کنند بدون اینکه هرگز به آن شک داشته باشند. به عنوان مثال، افراد حرفه ای زیادی وجود دارند که سالها با دیستیمیا دست و پنجه نرم می کنند، این یک نوع افسردگی درجه پایین است که باعث می شود فرد بتواند در روند زندگی خود شرکت کند اما علائم کلاسیک خستگی و بی انگیزگی را در خود پنهان کند. همچنین ممکن است با افسردگی کامل روبرو باشید، که می تواند منجر به ناامیدی و عدم لذت بردن از فعالیت های روزمره شود. در صورت عدم درمان عواقب شدیدتری نیز به همراه دارد.

اگر اعتقاد دارید که ممکن است با یک بیماری روانی دست و پنجه نرم کنید، مهم این است که فوراً به دنبال کمک یک پزشک بهداشت روان باشید تا به شما در کاهش شدت علائم کمک کند و یاد بگیرید که چگونه به درستی با این شرایط کنار بیایید.

6. اهداف شما بسیار بزرگ هستند

داشتن اهداف برای داشتن یک زندگی هدفمند ضروری است. با این حال، ممکن است این اهداف شما باشند که در واقع منبع مشکل بی انگیزگی فعلی شما هستند. آیا اهداف شما به این شکل است:

من می خواهم وب سایت خود را راه اندازی کنم و تا پایان امسال با 100 وبلاگ پر کنم.

به جای این:

من می خواهم وب سایت خود را تا پایان ماه آینده راه اندازی کنم و هر هفته یک وبلاگ برای وب سایت جدید خود بنویسم. تفاوت این دو هدف در این است که یکی بیش از حد بزرگ و مبهم است در حالی که هدف دیگر قابل دستیابی و خاص است. به لیست کارهای خود فکر کنید. آیا این کار با کارهای بی پایان پر شده است که به نظر می رسد کنار آمدن با آنها غیرممکن است یا با گام های کوچکی پر می شود که باعث پیشرفت و تحریک شما می شوند وقتی آنها را به پایان برسانید؟ درمجموع بررسی تمامی این موارد می تواند به رشد و انگیزه شما کمک کند.

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *