انواع بی انگیزگی و راه های مقابله با آن


انواع بی انگیزگی و راه های مقابله با آن

در اینجا چهار روش برای افزایش انرژی و اشتیاق شما آورده شده است تا بی علاقگی و بی انگیزگی دوباره به علاقه تبدیل شود.

1. کمی بخوابید

وقتی خواب کافی ندارید، این امر می تواند شادی و سلامت روانی شما را از بین ببرد و بر انرژی، انگیزه و احساسات شما تأثیر منفی بگذارد. حتی می تواند منجر به علائم بالینی، افسردگی و اضطراب و بی انگیزگی شما شود. عوارض جانبی و منفی کمبود خواب، خواب شما را مختل می کند و منجر به تأثیرات منفی بیشتری می شود. اگر به سختی می توانید به خواب بروید، اطمینان حاصل کنید که حداقل یک ساعت قبل از خواب بدون گوشی همراه خود بگذرانید و اخبار را قبل از خواب نخوانید. همچنین بعد از ظهر از مصرف کافئین خودداری کنید زیرا ممکن است 10 ساعت طول بکشد تا بدن شما به طور کامل از کافئین خلاص شود. برای بازگشت به مسیر درست، قبل از خواب ملاتونین یا منیزیم را امتحان کنید تا به خواب رفتن شما کمک کند.

2. بدن خود را حرکت دهید

وقتی بی احساس هستید، ایجاد انگیزه با ورزش بسیار چالش برانگیز است. به جای تلاش برای ترغیب کردن خود به ورزش، به روش های حرکت دادن بدن خود فکر کنید. حرکت بدن، چه پیاده روی باشد، چه رقصیدن، چه با بچه هایتان بازی باشد یا تمرین یوگا باشد، باعث افزایش احساس خوب شما می شود. این، به نوبه خود، انرژی شما را افزایش می دهد، خواب شما را بهبود می بخشد، بدن را آرام می کند و بی علاقگی و بی انگیزگی شما را کاهش می دهد. هرچه بیشتر حرکت کنید، انرژی و انگیزه بیشتری خواهید داشت، بنابراین در نهایت شما احساس می کنید برای کارهای بیشتری آماده هستید: حرکت بیشتر، سرگرمی های بیشتر، علاقه های بیشتر. در بیشتر روزها حداقل 15-30 دقیقه بدن خود را به حرکت در آورید.

3. با دیگران ارتباط برقرار کنید

یکی دیگر از تأثیرات بی تفاوتی وبی انگیزگی، جدا شدن از دیگران است. اغلب اوقات، بی علاقگی به ما این احساس را دست می دهد که هیچ چیز جالبی برای گفتن نداریم و چیزی برای ما مهم نیست که بدانیم، بنابراین به سراغ دیگران نمی رویم. اما این یک اشتباه است. بیرون آمدن از ذهن خود می تواند واقعاً کمک کند. برای صعود از یک نگرش بی احساس، با دیگران ارتباط برقرار کنید. با افرادی شروع کنید که شما را به خوبی می شناسند. شاید صرف تماشای فیلم با همسرتان، یا خواندن کتاب به همراه همسر یا فرزندتان، باعث شود که از طریق آن یک علاقه مشترک و انگیزه کافی پیدا کنید. همچنین می توانید از طریق فرصت های داوطلبانه با دیگران ارتباط برقرار کنید، که این یکی دیگر از راه های تمرکز بر روی یک علاقه مشترک برای برقراری ارتباط است.

4- چیز جدیدی را امتحان کنید

گاهی اوقات “کمی چاشنی و یادگیری چیزهای مختلف” یک روش خوب برای جدا شدن از بی علاقگی وبی انگیزگی است. از آنجا که به نظر جالب نمی رسد، ممکن است مجبور شوید خودتان را مجبور کنید، بله  خود را مجبور کنید. برای رسیدن به کاری که تاکنون آن را امتحان نکرده اید آن را انجام دهید. بسیاری از سیستم عامل های آنلاین دوره های مختلفی را در موضوعات مختلفی از هنر، موسیقی، رقص، تا موضوعات نوشتاری، تجاری و دانشگاهی ارائه می دهند. همچنین می توانید کلاسهای زنده رایگان را در اینستاگرام و فیس بوک و بسیاری از برنامه ها و کلاسهای ضبط شده را در YouTube بیابید.

انواع بی انگیزگی

بی علاقگی و بی انگیزگی اغلب در  بیماری آلزایمر مشاهده می شود. گاهی اوقات، این می تواند یک نشانه هشدار دهنده اولیه یا حتی یک عامل خطر برای زوال عقل باشد. اما بی علاقگی و بی انگیزگی دقیقاً چیست و چه تفاوتی با افسردگی دارد؟

بی انگیزگی، کمبود علاقه یا انگیزه است که می تواند در تأثیر (خلق و خو)، رفتار و شناخت فرد مشاهده شود. بی علاقگی یکی از چندین علائم افسردگی است، اما می تواند بدون افسردگی نیز بروز کند. توجه به این نکته مهم است که بی علاقگی همان افسردگی نیست. افراد مبتلا به بی علاقگی به طور معمول احساس غم و اندوه یا ناامیدی ندارند.  تحقیقات نشان داده است که بی علاقگی در زوال عقل کاملاً شایع است. به طور خاص، یک مطالعه نشان داد که 56 درصد از شرکت کنندگان در مطالعه با تشخیص آلزایمر بی احساس هستند در حالی که 72 درصد از شرکت کنندگان با  زوال عقل پیش از زمان،  بی تفاوتی نشان دادند. افزایش بی علاقگی با کاهش عملکرد، مانند فعالیتهای زندگی روزمره و شناخت در افراد مبتلا به زوال عقل ارتباط دارد. مغز کسانی که بی تفاوتی را نشان می دهند نیز تغییرات بیشتری را نشان می دهد، از جمله آتروفی بیشتر ، گره های عصبی و تغییر ماده سفید .

بی علاقگی با ابتلا به زوال عقل در کسانی که به بیماری پارکینسون مبتلا هستند، گره خورده است. رابطه پارکینسون و بی علاقگی ممکن است پیچیده باشد، از آنجا که حالت صاف صورت یکی از علائم پارکینسون است. برخی تحقیقات همچنین نشان داد که در افرادی که  اختلال شناختی خفیف دارند، وجود بی علاقگی پیش بینی کننده نشان دهنده پیشرفت به زوال عقل است. به عبارت دیگر، بی تفاوتی خطری برای افت شناختی بیشتر بود. در حالی که کنار آمدن با بی انگیزگی اغلب به اندازه سایر رفتارهای چالش برانگیز در زوال عقل، مانند احتکار،  پارانویا یا تحریک پذیری دشوار نیست،  اما می تواند بر کیفیت زندگی، امنیت و توانایی زندگی مستقل فرد تأثیر بگذارد.

سه نوع بی انگیزگی در زوال عقل وجود دارد.

-بی انگیزگی عاطفی: این نوع بی علاقگی شامل کمبود احساسات، ظاهر بی تفاوت و عدم وجود همدلی است. ممکن است به نظر برسد که این فرد به دیگران اهمیت نمی دهد یا گرما و صمیمیت کمتری با شما دارد. ممکن است از نظر عاطفی تحت تأثیر قرار نگیرند، به ندرت از آنچه در اطراف آنها اتفاق می افتد خوشبختی یا غمگینی نشان می دهند. “بی انگیزگی عاطفی” به خلق و خو و احساسات اشاره دارد.

-بی علاقگی رفتاری: بی تفاوتی در رفتارها شامل بی تحرکی جسمی و کارهایی است که ناتمام مانده اند. کسی که دچار بی تفاوتی رفتاری است ممکن است زیاد در خانه راه نرود و وظایفی مانند خانه داری یا لباسشویی را نادیده بگیرد، حتی اگر از نظر جسمی توانایی انجام آن را داشته باشد.

-بی تفاوتی شناختی: بی تفاوتی شناختی شامل عدم شروع گفتار و فعالیت ذهنی و همچنین عدم علاقه به فعالیت های دیگران است. اگر دچار بی علاقگی و بی انگیزگی شناختی هستید، ممکن است به مکالمه سریع احتیاج داشته باشید.

 

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *